الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

149

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

خطبهء امام حسن و عمار و قيس در كوفه چون حسن ( ع ) و عمار و قيس همراه نامهء امير المؤمنين على ( ع ) به كوفه رسيدند ، امام حسن براى سخنرانى برخاست و چنين فرمود : « اى مردم ! فضائل امير المؤمنين على ( ع ) چنان است كه اندكى از آن شما را بسنده است و اينك ما آمده‌ايم و از شما تقاضاى حركت داريم كه شما بهترين يارىدهندگان و مهتران عرب هستيد و همانا كه طلحه و زبير بيعت خود را شكسته و عايشه را همراه خود بيرون آورده‌اند و به هر حال عايشه زن است و ضعف رأى آنان چنان است كه خداوند متعال فرموده است : مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانى است . « 1 » و همانا به خدا سوگند كه اگر شما او را يارى ندهيد خداوند او را يارى خواهد داد و مهاجران و انصار و ديگر مردم او را پيروى خواهند كرد و شما خداى خود را يارى دهيد تا شما را يارى دهد . » سپس عمار بن ياسر برخاست و چنين گفت : اى مردم كوفه ! اگر در نظر شما امور دنيايى بىارزش باشد مىدانيد كه اخبار و امور ما به اطلاع شما رسيده است كه قاتلان عثمان از قتل او پيش مردم بهانه و عذرى نمىآورند و كتاب خدا را ميان خود و كسانى كه با آنان بحث مىكنند ملاك قرار داده‌اند . و طلحه و زبير نخستين كسان بودند كه عثمان را دشنام دادند و نخستين كسان بودند كه به كشتن او فرمان دادند و در ريختن خونش كوشيدند و چون عثمان كشته شد با آزادى و رغبت با على بيعت كردند ، سپس بدون آنكه بدعت و كار تازه‌اى از على سر زده باشد بيعت‌شكنى كردند . و اين هم [ اشاره به حسن ع ] پسر رسول خداست و مىدانيد كه على او را فرستاده تا از شما تقاضاى اعزام و حركت كند و على شما را بر مهاجران و انصار برگزيده است . سپس قيس بن سعد برخاست و گفت : اى مردم ! خلافت على چنان است كه اگر اهل شورى هم مىبودند او به سبب منزلت در پيشگاه رسول خدا سزاوارترين مردم به آن بود . و جنگ و كشتار با هر كس كه از پذيرش آن سر بر تابد روا و حلال است . در مورد طلحه و زبير حال آنان معلوم است كه نخست با اختيار با او

--> ( 1 ) بخشى از آيهء 34 سورهء چهارم ( النساء ) .